علل بروز خشونت و پرخاشگری در نوجوانان و راهکارهای درمان آن-Causes of violence and aggression in adol
یکی از عواطف متداول کودکان و نوجوانان خشم است که در اثر برخورد آنها به مانعی که بر سر راه هدفشان قرار گیرد حاصل می شود و به پرخاشگری که یک واکنش عمومی به ناکامی امیال است منجر می گردد(گلچین، 1381: 37). سالهاست که محققان به اهمیت پرخاشگری کودکان و نوجوانان در پیش بینی مشکلات سازگاری روانی – اجتماعی آینده آنها پی برده اند و به همین دلیل پژوهشهای زیادی نیز برای درک عوامل موثر بر شیوع رفتار پرخاشگرانه در کودکان و نوجوانان انجام شده است. البته با اینکه اطلاعات بسیاری در این خصوص جمع آوری شده است هنوز درک کاملی از مفهوم پرخاشگری وجود ندارد(واحدی و همکاران، 1387: 15).
پرخاشگری:
محققان علوم رفتاری در کشورهای مختلف هرگز تعریف روشن و واحدی از مفهوم پرخاشگری ارائه نداده اند زیرا تعریف پرخاشگری تحت تاثیر فرهنگ، تجربه و اعتقادات جوامع متفاوت است (ایزدی طامه و همکاران، 1389: 185). به هر حال رفتارهای پرخاشگرانه یکی از مشکلات اجتماعی مهم و اساسی در هر جامعه است که به دلیل اهمیت آن بخصوص در دوران کودکی و نوجوانی توجه ویژه ای می شود. در زیر به مهمترین تعاریف ارائه شده در خصوص پرخاشگری اشاره می شود:
از دیدگاه ارونسون (1387) پرخاشگری رفتار آگاهانه ای است که هدفش اعمال درد و رنج جسمانی یا روانی باشد. به عبارت بهتر عمل آگاهانه ای است که با هدف وارد آوردن صدمه و رنج انجام می گیرد. این عمل ممکن است بدنی یا کلامی باشد. خواه در نیل به هدف موفق بشود یا نشود، در هر صورت پرخاشگری است.
هیلگارد و اتکینسون (1385) پرخاشگری را رفتاری می دانند که قصد آن صدمه زدن (جسمانی و کلامی) به فرد دیگر یا نابود کردن دارایی آنهاست. مفهوم اساسی در این تعریف قصد است. اگر کسی پای شما را لگد می کند قصد وی نشان دهنده پرخاشگرانه بودن یا نبودن رفتار است.
به طور کلی رفتار پرخاشگرانه واجد چهار شرط زیر است:
الف) فردی که رفتارش توام با پرخاشگری است آن رفتار را عمدا انجام می دهد.
ب) آن رفتار در رروابط بین فردی که حاکی از تعارض یا ناکامی باشد رخ می دهد.
پ) شخصی که دارای رفتار پرخاشگرانه است قصدش برتری یافتن بر فردی است که مقابل او رفتار پرخاشگرانه داشته است.
ت) شخصی که چنین رفتاری از او سر می زند یا در جهت جدال تحریک شده یا حد اعلای شدت، آن مسیر را پیموده است(ایزدی طامه و همکاران، 1389: 187).
با توجه به جمیع تعاریف مربوط به پرخاشگری مهمترین مفاهیم مستتر در این تعاریف عبارتند از:
- نیتمندی: رفتار پرخاشگرانه همراه با قصد و نیت صورت می گیرد.
- جلوه رفتاری: عامل پرخاشگری به نوعی(کلامی یا جسمانی) قصد و نیت خود را آشکار می سازد.
- قربانی : پرخاشگری همواره معطوف به شخصی یا چیزی می باشد.
پرخاشگری به طور کلی به دو نوع پرخاشگری خصمانه و پرخاشگری وسیله ای تقسیم می شود. پرخاشگری خصمانه عملی پرخاشگرانه است که از احساس خشم ناشی می شود و هدفش اعمال درد و آسیب است. اما در پرخاشگری وسیله ای قصد و نیت آسیب رساندن به شخص دیگر وجود دارد، لیکن آسیب رسانی به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدفی غیر از ایجاد درد و رنج صورت می گیرد (ارونسون، 1387: 275). پرخاشگری خصمانه شامل 2 حالت پرخاشگری آشکار و پرخاشگری رابطه ای می باشد. در پرخاشگری آشکار کودک به دیگران صدمه بدنی وارد می کند یا او را به چنین صدمه ای تهدید می کند. مثلا کتک زدن، لگد زدن یا تهدید کردن یک همسال به کتک زدن. اما در پرخاشگری رابطه ای به صورت محرومیت اجتماعی و شایعه پراکنی رخ می دهد و به رابطه همسالان آسیب می رساند (یعقوبی و همکاران، 1390: 98-99). پرخاشگری رابطه ای که شامل دو نوع مستقیم و غیر مستقیم می شود در مورد کودکانی به کار می رود که به طور عمد سایر کودکان را از گروه طرد و منزوی می کنند. برخی از محققان این نوع رفتار را پرخاشگری اجتماعی و مستقل از پرخاشگری آشکار تعریف کرده اند(واحدی و همکاران، 1387: 16). پس از آشنایی با فضای مفهومی واژه پرخاشگری جهت شناسایی زمینه ها و عوامل موثر بر آن و همچنین ارائه شیوه ها و راهکارها، لازم است با برخی از مهمترین نظریات مربوط در این زمینه آشنا شویم.
مبانی نظری پرخاشگری:
1- تئوری رفتار غریزی فروید:
کهن ترین و شناخته شده ترین تبیین در مورد پرخاشگری، که معطوف به این نگرش است که انسان به دلیل طبیعت زیستی اش تا حدودی برای ارتکاب پرخاشگری و خشونت برنامه ریزی شده است. و تنها راه کنترل این سائق فطری تنبیه است(محسنی تبریزی و رحمتی، 1381:130). از منظر این تئوری رفتار پرخاشگرانه نتیجه یک انگیزه عمده درونی به سوی عمل است و نه عکس العمل در برابر شرایط طبیعی و تنها یک محرک طبیعی این عمل را آزاد می کند.
کسانی که در چارچوب تئوری رفتار غریزی فعالیت می کنند بعضا معتقدند که پرخاشگری کودکان و نوجوانان می تواند مفید باشد. استدلال آنها این است که علیرغم اینکه پرخاشگری ممکن است برای دیگران مضر باشد اما برای فرد پرخاشگر می تواند مفید و جنبه مثبت داشته باشد(ارونسون،1387: 281). در همین زمینه فروید با طرح مفهوم پالایش هیجانی معتقد است اگر انسان برای ابراز پرخاشگری اجازه نیابد پرخاشگری در وجود وی انباشته می شود و سرانجام به شکل خشونت مفرط یا بیماری روانی ظاهر می شود(همان:284). به طور کلی فروید درباره امکان از بین بردن پرخاشگری نظر خوبی نداشت و معتقد بود تنها می توان شدت و مسیر آن را تغییر داد(سلحشور،1378: 14).
2- نظریه ناکامی – پرخاشگری:
پرخاشگری می تواند معلول هر موقعیت ناخوشایند یا ملال انگیز از قبیل درد، دلتنگی و غیره باشد. مهمترین عامل در ایجاد پرخاشگری از میان همه موقعیت های ملال انگیز ناکامی است. اگر فرد در نیل به هدف خود با شکست مواجه شود ناکامی حاصل احتمال پاسخ پرخاشگرانه او را افزایش می دهد(محسنی تبریزی، 1383: 131). در تفسیر و توضیح این نظریه می توان گفت که اگر کودکان و نوجوانان در رسیدن به اهداف خود با شکست مواجه شوند یا خواسته های آنها برآورده نشود احساس ناکامی می کنند و این احساس با پرخاشگری نمایش داده می شود.
3- نظریه یادگیری اجتماعی:
بر اساس این نظریه همان گونه که کودکان مهارت های شناختی و اجتماعی را از طریق مشاهده عملکرد اطرافیان می آموزند ، با تماشای اعمال پرخاشگرانه و خشونت آمیز یاد می گیرند که پرخاشگرانه رفتار کنند(حسینی انجدانی، 1387: 84). آلبرت بندورا نظریه پرداز اصلی این دیدگاه معتقد است از آنجا که بخش اعظم یادگیری مردم از طریق مشاهده در محیط پیرامونشان صورت می گیرد می توان نتیجه گرفت که فرایندهای مشابهی مانند رسانه های گروهی نیز همین تاثیر را بر مخاطبان دارند. مطالعات نشان داده که کودکان و نوجوانان آنچه را که از صفحه تلویزیون می بینند تقلید می کنند یا به ذخیره رفتاری خویش می افزایند. شاخه دیگری از این نظریه به نقش فرایندهای شناختی توجه می کند. اگر رفتارهای خشونت آمیز نشان داده شده از تلویزیون موفقیت به دنبال داشته باشد به کارگیری آن در زندگی واقعی نیز می تواند موفقیت به دنبال داشته باشد در نتیجه تماشای زیاد تلویزیون قالب بندی نگرش ها و رفتار کودکان را در پی دارد(جوادی و همکاران، 1387: 8). با توجه به دیدگاههای مطرح شده در نظریه یادگیری اجتماعی کودکان و نوجوانانی که در معرض تماشای برنامه های پرخاشگرانه و خشونت آمیز تلویزیونی و ماهواره ای و یا حتی بازیهای ویدیویی هستند نسبت به سایر کودکان و نوجوانان از میزان بالاتری از پرخاشگری برخوردارند.
4- دیدگاه شناختی:
بر طبق این دیدگاه فرایندهایی مانند ادراک های فرد از رویدادها، تعبیرها و استنباطهای فرد از عوامل اصلی به وجود آورنده هرگونه رفتار از جمله رفتار پرخاشگرانه است. طبق این تئوری کودکان پرخاشگر رفتار دیگران را به عنوان نشانه پرخاشگری تعبیر می کنند و بر اساس این گونه نحوه پردازش اطلاعات عمل می کنند. الگوی برانگیختگی خشم از الگوی شش مرحله ای پردازش اطلاعات اجتماعی متاثر شده است. در مرحله اول کودکان جزئیات رویداد محیطی را رمز گردانی می کنند. در مرحله دوم تفسیر مرتبط با موقعیت را تولید می کنند و در مرحله سوم یک هدف اجتماعی را شکل می دهند که بر پاسخ آنها نسبت به موقعیت تاثیر می گذارد. مرحله چهارم تولید ذهنی گروهی از پاسخ های رفتاری (راهبردها) مرحله پنجم ارزیابی کیفیت هر پاسخ (ارزیابی راهبردها) را شامل می شود و مرحله آخر انجام دادن پاسخ انتخاب شده است (حاجتی و همکاران، 1387: 37-38).
در مرحله ارزیابی کودکان پاسخ های رفتاری ممکن را برای یک موقعیت اجتماعی خاص بر اساس چندین ملاک ارزیابی می کنند مانند نتایج احتمالی برای هر پاسخ و درجه اطمینانی که آنها درباره توانایی اجرای هر پاسخ دارند. نتایج این ارزیابی تصمیم گیری درباره پاسخ است، به شیوه ای که کودک یک پاسخ را برای را برای تصویب برمی گزیند. نتایج تحقیقات و بررسی ها در مرحله تصمیم گیری درباره پاسخ نشان می دهد که کودکان پرخاشگر اعمال پرخاشگرانه را به شیوه ای ارزیابی می کنند که رفتار پرخاشگرانه مورد انتظار آنها را تصویب می کند که به طور نسبی نتایج مثبتی را در پی دارد و همچنین سبب می شود تا بیش از همسالان غیر پرخاشگر خود احساس اعتماد و اطمینان به توانایی خود در شکل دادن به رفتارهای پرخاشگرانه پیدا کنند. بنابر این برای کودکانی که این الگوی پردازش اطلاعات اجتماعی را ابراز کنند پرخاشگری ممکن است برای بدست آوردن اهداف مورد نظر عملکردی مداوم باشد (همان: 38).
5- نظریه پرخاشگری- پرخاشگری:
بدرفتاری و اهانت کلامی دیگران اغلب عامل عمده ای در آشکار ساختن اعمال پرخاشگرانه در طرف مقابل است (معتمدین و عبادی، 1386: 5). طبق این دیدگاه کودکان و نوجوانانی که در معرض خشونت و پرخاشگری دیگران شامل اعضای خانواده، همکلاسی ها و دوستان یا سایر افراد قرار می گیرند با بوجود آمدن حس انتقامجویی در آنها به صورت رفتار پرخاشگرانه واکنش نشان می دهند.
عوامل موثر بر پرخاشگری کودکان و نوجوانان:
با مطالعه و بررسی نظریات مختلف در حوزه پرخاشگری و خشونت به طور کلی و پرخاشگری کودکان و نوجوانان به طور خاص، موارد ذیل را به عنوان مهمترین عوامل موثر بر پرخاشگری شناسایی و معرفی
می نماییم:
1- خانواده: یکی از عوامل موثر و اساسی در رفتار افراد می باشد. کودک از بدو تولد خصوصیاتی را از والدین خود به ارث می برد و زمینه های رشد وی را فراهم می کند. نفوذ والدین در کودکان تنها جنبه ارثی و وراثتی ندارد بلکه در آشنایی کودک با زندگی اجتماعی و فرهنگ پذیری وی خانواده و والدین نقش اساسی دارند. ساختار و شکل خانواده ، نحوه ارتباط اعضاء هر خانواده با یکدیگر و جامعه ای که خانواده در آن زندگی می کند در بیشتر موارد همسانی ندارد لذا رفتار و تاثیر خانواده ها در افراد متفاوت است(مجتهدزاده و نیسی، 1388: 8). رفتار متضاد پدر و مادر، جدایی والدین از هم، غیبت طولانی مدت یکی از والدین، وجود جو نامساعد در خانواده پرخاشگر بودن پدر یا مادر یا هردو، تبعیض و بی عدالتی در مورد کودکان و نوجوانان، تحقیر کودکان و نوجوانان و احساس ناامنی، دخالت بیش از حد در کار آنها و رفتار تهدید آمیز از علل روانی اجتماعی مهم در پرخاشگری نوجوانان محسوب می شود(گلچین، 1381: 37).
2- جنسیت: تفاوت در پرخاشگری میان دو جنس از دو- سه سالگی مشهود است. در مهدکودک پرخاشگری کلامی و بدنی در پسرها بیشتر از دختران است و معمولا پسرها بیشتر در صدد تلافی برمی آیند. و این تفاوت در پرخاشگری پسران و دخترها در همه فرهنگها و طبقات اجتماعی دیده می شود(یعقوبی و همکاران، 1389: 99). گلچین (1381) در تحقیقی نشان دادکه ددختران به طور ذاتی نسبت به پسران از پرخاشگری کمتری برخوردارند و در حالی که پسران بیشتر از پرخاشگری فیزیکی استفاده می کنند، دختران پرخاشگری کلامی از خود نمایش می دهند. و دلیل آن این است که دختران در مواجهه با مشکلات بیشتر به صورت درونی یعنی افسردگی و اظطراب پاسخ می دهند.
همچنین پسران در صورتی که مورد تهاجم و حمله قرار بگیرند سریعتر دست به تلافی می زنند و با شدت بیشتری پاسخ می دهند. علاوه بر آن دختران نسبت به پسران گرایش کمتری به تقلید رفتارهای پرخاشگرانه دارند مگر آنکه به دلیل چنین رفتارهایی از سوی دیگران تقویت شوند و البته در اجتماع ما کمتر به خاطر پرخاشگری دختران را تشویق و تقویت می کنند(سلحشور، 1378: 19).
3- سن: معمولا هرچه کودکان بزرگتر می شوند کم تر دست به رفتارهای پرخاشگرانه می زنند، زیرا می توانند با بیان کلامی به خواسته های خود دست یابند . البته چنانچه کودکان در سنین مدرسه رفتارهای پرخاشگرانه از خود نشان دهند غالبا این نوع رفتار ازنوع خصمانه آن خواهد بود. به عبارت دیگر برای رسیدن به خواسته ها و تمایلات خود با قصد و برنامه قبلی عمل می کنند و بیشتر به پرخاشگریهای کلامی مثل انتقاد، تمسخر، یاوه گویی و فحاشی و یا مخالفت های کلامی می پردازند(همان: 17).
4- رسانه ها: یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار در بروز رفتارهای پرخاشگرانه محسوب می شود. از دیدگاه ارونسون (1387) رسانه ها و بخصوص تلویزیون نقش اساسی در اجتماعی کردن کودکان ایفاء می کنند. هرچه افراد در کودکی خشونت بیشتری را در تلویزیون تماشا کنند بعدها در دوره نوجوانی و بزرگسالی خشونت و پرخاشگری بیشتری از خود نشان خواهند داد. کودکان حتی اگر مستعد پرخاشگری هم نباشند اگر برای مدت طولانی در معرض نمایش پیوسته فیلم های خشن قرار بگیرند پرخاشگرتر می شوند.
خشونت در برنامه های تلویزیونی مانند یک الگوی رفتاری عمل می کند که به تماشاگران
می آموزد چگونه پرخاشگری خود را به سمت دیگران بروز دهند. همچنین برنامه های خشن می توانند باعث ظهور افکار و احساسات پرخاشگرانه شوند. خشونت های مکرر تلویزیونی ممکن استحساسیت بیننده را نسبت به خشونت از بین ببرند و رفتارهای پرخاشگرانه را طبیعی و قابل قبول جلوه دهند(صفاری نیا، 1389: 126). به طور کلی قرار گرفتن در معرض خشونت تلویزیونی به صورت طولانی مدت به نتایج زیر می انجامد:
الف) سبک های رفتار پرخاشگرانه را افزایش می دهد.
ب) محدودیت های اعمال چنین رفتاری را کاهش می دهد.
ج) عواطف و احساسات بینندگان چنین برنامه هایی را در قبال خشونت خنثی می کند
د) تصویری از واقعیت اجتماعی در ذهن بینندگان این برنامه ها شکل می گیرد که مبنای بسیاری از کنش های آنان قرار می گیرد(قاسمی و همکاران، 1389: 99).
5- بازیهای ویدیویی و رایانه ای:
پرخاشگری و خشونت از جمله موضوعات اساسی مطرح شده در بازیهای ویدیویی و رایانه ای به شمار می آید. بررسی مفاهیم پرخاشگرانه در این گونه بازیها حاوی نوعی از عادی سازی پدیده خشونت و پرخاشگری در جریان بازیهاست. جنگ ستارگان، انهدام سیاره ها، سفینه های فضایی و ربوت ها و مانند آن از موضوعات عادی و پیش پا افتاده این بازیهای رایانه ای محسوب می شود. و از همه بدتر اینکه در برخی از این بازیها کاربران کودک و نوجوان نقش جنایتکاران خیالی را ایفاء می کنند و با حمله به عابران و رهگذران با کشتن آنها امتیاز کسب می کنند. و یا مثلا با ماشین ربایی از مردم در خیابان و دزدیدن مواد مخدر از قاچاق فروشان امتیاز کسب می کند و یا برای قتل عام عابران جایزه می گیرد و صدای شکستن استخوان های آنها به جلوه های واقع گرای بازی اضافه می کند(منطقی، 1387: 161-162).
در برخی از نسخه های اینگونه بازیها مثل بازی محکوم به فنا در آغاز برنامه اینگونه خاطرنشان می سازد که فقط خاطرتان باشد درب اتاقتان را در جریان بازی قفل نکنید تا در صورت لزوم راه فراری داشته باشید. و در شرح بازی قاتل بیان می شود که اول چند قرص آرام بخش دم دستتان بگذارید و بعد بازی را شروع کنید(همان:163). با توجه به اینکه انجام این بازیها فعالیتی تعاملی است و در نتیجه فرد را بیشتر درگیر می کند، تاثیر آنها حتی از تلویزیون هم بیشتر است(گانتر، 1388: 25). از دیدگاه منطقی (1387) مهمترین تبعات بازیهای رایانه ای عبارتند از: وجود تخیلات پرخاشگرانه، عادی شدن پرخاشگری، الگوبرداری از قهرمانان پرخاشگر، پرخاشگری به عنوان راه حل مسائل و مشکلات افراد، افزایش پرخاشگری عملی در کودکان و نوجوانان و افزایش قتل و بزهکاری در نوجوانان، حساسیت زدایی نسبت به خشونت و پرخاشگری و در نتیجه یافتن شخصیتی خشن و ستیزه جو و........
6- سلیقه کودکان به عنوان عامل موثر پرخاشگری:
گاهی کودکان با انتخاب های خود موجب تقویت رفتارهای پرخاشگرانه می شوند. مثلا انجام ورزش های رزمی، دیدن فیلم های پرتحرک و خشونت آمیز و انجام بازیهای رقابتی و ... که باعث بروز رفتارهای پرخاشگرانه در آنها می شود. در حالی که شرکت در گروههای موسیقی، نقاشی ، انجام فعالیت های فرهنگی و بازیهای جمعی و مانند آن می تواند روحیه آرامش را در کودکان تقویت کند. یکی دیگر از عوامل رشد و تقویت پرخاشگری انتخاب دوست است برخی از همسالان می توانند الگوی رفتاری نامناسبی برای دیگر همسالان باشند(سلحشور، 1378: 25-26).
راهکارهایی جهت کاهش پرخاشگری:
1- آموزش مدیریت خشم: از دیدگاه درتاج(1388) آموزش مهارت های کنترل خشم و پرخاشگری که طی آن راه های درست و مناسب بروز و مدیریت هیجانات ارائه می شود می تواند در کاهش رفتار پرخاشگرانه موثر باشد. با استفاده از خودآرام سازی و خودگویی های مثبت و خویشتن داری، می توان احساس خودکارامدی و مهارت های اجتماعی را افزایش داد . رئوس محتوا و برنامه های آموزشی مدیریت خشم طی 8 جلسه به شرح زیر آموزش داده می شود:
- معرفی برنامه و بیان انتظارات و مقررات
- تعریف و تشریح مفهوم خشم و پرخاشگری
- بیان علائم جسمانی خشم و راهها تشخیص زودهنگام آن
- توضیح شیوه آرام سازی خویشتن
- توضیح چگونگی تغییر خودگویی های منفی
- آموزش شیوه ابراز خشم به صورت سازگارانه
- آموزش روش حل مساله
- ارزیابی برنامه و پاسخگویی به سوالات
2- تنبیه: اگر تنبیه خردمندانه و در زمینه رابطه ای گرم و پرمحبت انجام بگیرد می تواند موثر باشد. عامل مهم دیگر در اثربخشی تنبیه شدت یا محدودیت آن است . تنبیه شدید یا مقید کننده می تواند بی اندازه ناکام کننده باشد و از آنجا که ناکامی یکی از علل اصلی پرخاشگری است، عاقلانه است که از استعمال فنون ناکام کننده در کوشش جهت تقلیل پرخاشگری احتراز شود.
3- پاداش به نمونه های دیگر رفتار: پاداش دادن به رفتارهای غیرپرخاشگرانه کودک و نوجوان، چرا که برخی معتقدند کودکان شاید برای جلب توجه به رفتار پرخاشگرانه دست زنند و برای آنها تنبیه بر نادیده انگاشته شدن رجحان دارد در نتیجه رفتار پرخاشگرانه برای آنها پاداش دارد که با دادن پاداش به رفتارهای غیر پرخاشگرانه این ذهنیت را پاک می کنیم.
4- ایجاد هم حسی نسبت به دیگران: وارد آوردن درد و رنج عمومی به دیگران برای اغلب مردم مشکل است مگر اینکه بتوانند راهی برای انسانیت زدایی از قربانی بیابند. از طریق خصوصیت هم حسی ارتکاب پرخاشگری مشکل تر می شود. چرا که یک همبستگی منفی بین هم حسی و پرخاشگری در کودکان وجود دارد و هرچه این توانایی افزایش یابد از میزان پرخاشگری کاسته می شود(محسنی تبریزی، 1383: 136).
5- آموزش مهارت های اجتماعی: برخی از رفتارهای منفی همچون پرخاشگری از نبود مهارت هایی ناشی می شود که برای گفتمان شایسته و موثر با همسالان مورد نیاز است.از مهمترین راهکارهای کاهش پرخاشگری در بین کودکان و نوجوانان تقویت مهارت های اجتماعی می باشد. برخی از این مهارت ها به شرح زیر است:
الف) آموزش مهارت ابراز وجود: روشی که در آن رفتارهای مناسب اجتماعی برای ابراز و بیان احساسات، نگرش ها و آرزوها، نقطه نظرات و علایق به افراد آموخته می شود تا بتوانند به راحتی و بدون ترس و نگرانی باورها، احساسات و علائق خود را ابراز کنند. آموزش ابراز وجود یک روش چند محتوایی است که در برگیرنده راهنمایی، ایفای نقش، بازخورد، مدل سازی، تمرین و مرور رفتارهای آموخته شده می باشد. تحقیقات انجام شده کارایی آن را در کاهش اضطراب، پرخاشگری و افزایش عملکرد تحصیلی نشان داده است(عاشوری و همکاران، 1387: 390).
ب) آموزش مهارت حل مساله (کفایت اجتماعی): یکی از مهمترین مهارت هایی که قادر است بالندگی و بهداشت روانی کودکان و نوجوانان را در مواجهه با مشکلات آینده حفظ و تقویت نماید مهارت حل مساله به معنای اعم و حل مساله اجتماعی به طور اخص است. به طوری که افراد ناتوان از حل این مسائل و مشکلات ممکن است با اقدام به راه حل های ناموثر مانند استفاده از مواد مخدر برای آرامش، استفاده از سیگار برای جلب توجه و ترک تحصیل به علت ناتوانی در برطرف کردن مشکلات تحصیلی نه تنها مشکل را بزرگتر و پیچیده تر سازند بلکه حتی در معرض خطر مرگ قرار گیرند. در این راستا تقویت حل مساله یکی از راههای مقابله با مشکلات زندگی می باشد(واحدی و فتحی آذر،1385: 131). در واقع آموزش حل مساله فرایندی برای یافتن پاسخ هاارائه می دهد و در نتیجه در تغییر رفتار کودک موثر بوده و درک وی را از کارایی خویش افزایش می دهد(بهرامی، بی تا: 1).
ج) هوش هیجانی: در شکل گیری ، گسترش و ادامه تعاملات انسانی موثر نقش مهمی دارد و عموما یکی از عوامل اساسی هوش هیجانی این است که فرد راهبردهای ارتباطی را چگونه و در چه زمانی و به چه شکل مورد استفاده قرار دهد. هوش هیجانی مجموعه ای از قابلیت های غیر شناختی است که توانایی فرد را در سازگاری با مقتضیات محیطی و فشارهای حاصله افزایش می دهد. هوش هیجانی به عنوان گونه ای توانایی عبارت است از ظرفیت درک، ابراز، فهم، کاربرد و مدیریت (مهار) هیجانات در خود و دیگران(افتخار صعادی و همکاران، 1389: 138). در نتیجه آموزش و بکارگیری هوش هیجانی نقش موثری می تواند در کاهش پرخاشگری کودکان و نوجوانان داشته باشد.
د) قصه گویی: به طورکلی کودکان و نوجوانان علاقه ای به شرکت در جلسات درمانی ندارند اما قصه را دوست دارند و از آن لذت می برند. بخصوص پسران که به نظر می رسد به قصه اعتماد می کنند. پسران چون در عرصه هیجانی احساس بی کفایتی می کنند، به قصه ها نیاز دارند تا به آنها زبانی درونی- انعکاسی برای تجربیات احساسی ببخشند. از سوی دیگر چون کودکان پرخاشگر در فهم بیان همدلی نقص هایی دارند و به دفاعی بودن متمایلند و بعلاوه نسبت به تغییر و درمان مقاوم هستند، قصه گویی می تواند در کاهش پرخاشگری انها مفید باشد و به آنها بیاموزد که چگونه رفتار خود را تغییر دهند (نصیرزاده و روشن، 1389: 119).
6- موسیقی: یکی از ابزارهایی که می تواند به طور مستقیم در سطح عاطفه، احساس و تصویرسازیهای ذهنی و به طور غیرمستقیم بر روی شناخت فرد تاثیرگذار باشد. رفتار آشفته نتیجه عدم هارمونی در فرد است و موسیقی می تواند در برگرداندن این هارمونی و نظم و در نتیجه سلامتی فرد موثر باشد. موسیقی درمانی در واقع به کار بردن موسیقی به عنوان ابزاری برای فراهم کردن تغییرات مثبت در رفتار است. هدف موسیقی کمک به افراد برای رسیدن به توانایی های بالقوه آنها، ترمیم، تثبیت و بهبود سلامت جسمی و اجتماعی و هیجانی شان است. موسیقی به دلیل جذابیت و انگیزش ذاتی که دارد فضای امن و مناسبی برای ارتباط اجتماعی فراهم می کند، به همین خاطر از میزان بی تفاوتی اجتماعی، گوشه گیری، عدم لذت، خشونت و پرخاشگری
می کاهد (سلطانی و همکاران، 1389: 35).
خلاصه و نتیجه گیری:
سوال اساسی این تحقیق این بود که آیا اصولا رفتارهای پرخاشگراته در بین کودکان و نوجوانان قابل درمان است یا خیر؟ و یا حتی پیش از آن آیا این رفتارهای پرخاشگرانه تا چه حد مضر و نامطلوب انگاشته می شود و تا چه میزان برای خانواده ها و جامعه قابل قبول است؟ و آن قسمت از رفتارهای پرخاشگرانه کودکان و نوجوانان که توسط جامعه به صورت مرضی و نامطلوب تعریف می شود تحت تاثیر چه عواملی بوجود می آید؟ و حال که این رفتارهای نامطلوب اجتماعی (پرخاشگری کودکان و نوجوانان ) به عنوان یک واقیت اجتماعی وجود دارند و در سطح جامعه منعکس می باشند با چه راهکارهایی می توان آن را کنترل و به چه شیوه ای می توان با آن مقابله کرد؟ اینها سوالاتی بودند که در تحقیق حاضر در صدد پاسخگویی به آنها بودیم . مقاله حاضر با تعریف مفهوم پرخاشگری، ابعاد مختلف آن و بررسی دیدگاههای نظری مختلف، به شناسایی مهمترین عوامل موثر بر پرخاشگری در بین کودکان و نوجوانان پرداخت و سپس با جمع بندی دیدگاههای نظری و با توجه به عوامل فوق راهکارهایی را که البته به صورت عملیاتی در تحقیقات گذشته کارایی آنها به اثبات رسیده بود ارائه داد. البته لازم به ذکر است که تحقیق حاضر به صورت نظری و کتابخانه ای بوده و با توجه به پیچیدگی مساله مورد نظر و تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی که در جوامع مختلف وجود دارد هرگونه اقدام عملی جهت کنترل و مقابله با پرخاشگری کودکان و نوجوانان نیازمند بررسی های دقیق و کارشناسی به صورت بومی با توجه به شرایط زمانی مکانی خاصی که در آن پرخاشگری روی می دهد، می باشد.
منابع و ماخذ:
1- هیلگارد و اتکینسون.(1385). زمینه روان شناسی. گروه مترجمان. تهران: انتشارات گپ.
2- صفاری نیا، مجید. (1388). روان شناسی اجتماعی در تعلیم و تربیت. تهران: انتشارات دانشگاه
پیام نور.
3- محسنی تبریزی، علیرضا.(1383). وندالیسم. تهران: انتشارات آن
4- سلحشور، ماندانا. (1378). پرخاشگری در کودکان و روش های رویارویی با آن. تهران: انتشارات واژه آرا
5- ارونسون، الیوت. (1387). روان شناسی اجتماعی. ترجمه حسین شکرشکن. تهران: انتشارات رشد.
6- قاسمی، وحید. ذوالاکتاف، وحید. نورعلی وند، علی. (1389). جامعه شناسی ورزش. تهران: انتشارات جامعه شناسان.
7- منطقی، مرتضی. (1387).بازیهای ویدیویی و رایانه ای. تهران: نشر عابد.
8- گانتر، بری. (1388). اثر بازیهای ویدیویی و رایانه ای بر کودکان. ترجمه سید حسن پورعابدی نایینی. تهران: نشر جوانه رشد.
9- گلچین، مهری. (1381). تمایل به پرخاشگری در نوجوانان و نقش خانواده. مجله دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی- درمانی قزوین. شماره 21
10- واحدی، شهرام. فتحی آذر، اسکندر. حسینی نسب، سید داوود. مقدم، محمد. (1387). بررسی پایایی و روایی مقیاس پرخاشگری پیش دبستانی و ارزیابی میزان پرخاشگری در کودکان پیش دبستانی ارومیه. فصلنامه اصول بهداشت روانی. شماره 37
11- ایزدی طامه، احمد. برجعلی، احمد. دلاو، علی. اسکندری، حسین. (1389). مقایسه تاثیر آموزش صبر و حل مساله بر کاهش پرخاشگری و انتخاب راهبردهای مقابله ای دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی. فصلنامه دانش انتظامی. سال یازدهم. شماره سوم.
12- مجتهدزاده، فاطمه السادات. نیسی، عبدالکاظم. (1388). مقایسه اضطراب، افسردگی ، پرخاشگری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای ناپدری و نامادری و پدر و مادر واقعی شهرستان اهواز. فصلنامه یافته های نو در روان شناسی.
13- درتاج، فریبرز. مصائبی، اسدالله. اسدزاده، حسن. (1388). تاثیر آموزش مدیریت خشم بر پرخاشگری و سازگاری اجتماعی دانش آموزان پسر 12- 15 ساله. فصلنامه روان شناسی کاربردی. سال سوم شماره 4.
14- معتمدین، مختار. عبادی، غلامحسین. (1386). نقش باورهای غیرمنطقی و پرخاشگری بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان پسر دوره متوسطه شهر شیراز. فصلنامه دانش و پژوهش در علوم تربیتی. شماره 14.
15- جوادی، فاطمه. سهرابی، فرامرز. فلسفی نژاد، محمد رضا. برجعلی، احمد. (1387). بررسی تاثیر سبک مداخله (نظارت) در تماشای خشونت تلویزیونی بر پرخاشگری پسران 9-11 ساله. فصلنامه پژوهش و سنجش. شماره 15
16- حسینی انجدانی، مریم. (1387). بررسی تاثیر تماشای کارتون های خشونت آمیز بر میزان پرخاشگری نوجوانان. فصلنامه پژوهش و سنجش. شماره 15.
17- افتخار صعادی، زهرا. مهرابی زاده هنرمند، مهناز. نجاریان، بهمن. احدی، حسن. عسگری، پرویز. (1389). بررسی تاثیر آموزش هوش هیجانی بر کاهش پرخاشگری و افزایش سازگاری فردی – اجتماعی در دانش آموزان دختر سال دوم متوسطه شهرستان اهواز. فصلنامه یافته های نو در
روان شناسی.
18- یعقوبی، کژال. سهرابی، فرامرز. مفیدی، فرخنده. (1390). بررسی و مقایسه میزان پرخاشگری کودکان طلاق و عادی. فصلنامه مطالعات روان شناختی دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه الزهراء. دوره 7. شماره 1.
19- محسنی تبریزی، علیرضا. رحمتی، محمد مهدی. (1381). سیری در مفاهیم و نظریه های خشونت، پرخاش و پرخاشگری و ارائه مدل علی توصیفی خشونت در ورزش. نامه علوم اجتماعی شماره 19.
20- حاجتی، فرشته السادات. اکبرزاده، نسرین. خسروی، زهره. (1387). تاثیر آموزش برنامه ترکیبی درمان شناختی رفتاری با رویکرد مثبت گرایی بر پیشگیری از خشونت نوجوانان شهر تهران. فصلنامه مطالعات روان شناختی دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه الزهراء. دوره 4 شماره 3.
21- عاشوری، احمد. ترکمن ملایری، مهدی. فدایی، زهرا. (1387). اثربخشی گروه درمانی متمرکز بر ابراز وجود در کاهش پرخاشگری و بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی. مجله روانپزشکی و روان بالینی ایران. سال 14. شماره 4.
22- بهرامی، فاطمه. (1384). کارایی آموزش مهارت حل مساله در کاهش پرخاشگری دانش آموزان دختر.
23- واحدی، شهرام. فتحی آذر ، اسکندر. (1385). آموزش کفایت اجتماعی در کاهش پرخاشگری پسران پیش دبستانی. فصلنامه اصول بهداشت روانی. سال 8 شماره 31 و 32.
24- سلطانی، حمیدرضا. اللهیاری، عباسعلی. رسول زاده طباطبایی، سید کاظم. سلطانی، نادیا. (1389). تاثیر تم های موسیقیایی بر کاهش پرخاشگری دانشجویان. فصلنامه افق دانش. دوره 16 شماره 4.